|
شاري بوكان
|
||
اهداف راه اندازی وبلاگستان بوکان
۱- ایجاد ارتباط نزدیکتر بین وبلاگ نویسان شهر
۲- آشنایی با سایتها و وبلاگهای شهر بوکان
هر نوع نظر و پیشنهاد در خصوص تقویت وبلاگستان بوکان با ما در میان بگذارید و در غنی تر نمودن وبلاگستان بوکان ما را یاری دهید.
این وبلاگ کلیه سایتها و وب لاگهای شهرستان بوکان را لینک می دهد.
همشهریان عزیز جهت ثبت وبلاگ و سایت خود وبلاگستان بوکان لطفا در قسمت نظرات به اطلاع ما برسانند.
انگار بوکان فقط همین یک خیابان را دارد و یا اینکه انگار تمام مغازه های شهر در اینجا خلاصه شده است
حامد قدرتی احمدآباد:
بوکان پرس : پیاده رومملو از آدمهایی با سن سال نه چندان دور از هم است. بیشتر اینها را جوانهای ۱۸ تا۲۵ ساله(و گاهی هم آدمهایی که هیچ شباهتی با جوان های فوق الذکر ندارند، دوش به دوش اینان در حرکت هستند) تشکیل می دهند. دراین میان قشر دانشجو بیشتراز همه خود را در معرض دید عموم قرار می دهد، مخصوصا چند روزآخر سال و دو هفته اول فروردین و نیز تعطیلات قبل و بعد از امتحانات و باز هم نیز، تعطیلات رسمی چند روزه(تجمیعی).
منظره ای دلنواز از آمد و رفت انسانهایی که برای آنها جنبه ی هوا خوری وتفریح! دارد .بعضی ها آنقدر آشنا وفامیل ودوست ورفیق به آنها سلام می کندکه انگارمخصوصاً! برای سلام کردن به اینها تشریفشان بیرون آمده است. ذکر این نکته الزامی است که هستند افرادی که از هر وسیله ای استفاده می کنند تا دیگران را مجبور کنند! تا به آنها سلام کنند و یا اینکه به آنها بگویند« به خیر بی یه وه» !
آنچه را که اسباب زحمت این پیاده رو پیماهای خستگی ناپذیر را فراهم می کند پرندگان مهاجری( و احتمالا مهاجمی) است که از ساعات شلوغی خیابان اصلی بر روی درختان دم در مغازه ها برای خودشان صوروسات و بروبیایی دارند. جوانهای سرتا پا اتو شده و ژل زده شده و گردگیری شده و واکس زده شده ای که چند ساعات ناقابل را جلو آینه میمک های مختلف صورت و فیگورهای آنچنانی را ممارست نموده اند بایستی از ترس مواد ظاهرا” بلا مصرفی که پرندگان مذکور از آن بالا به صورت ناگهانی به پایین شلیک می کنند، شش دانگ حواسشان را جمع کنند و چه بسا که ناغافل می بینند که روی سرشان یا شانه هایشان و یا پشت مبارک و خلاصه هر جایی که شما فکرش را بکنید، مزین می شود به آنچه را که نباید بشود. باید فکری به حال این مزاحمان وقت ناشناس نمود چونکه نمی گذارند این دسته گلهای باطراوت ساعات آخر روز را با خیالی راحت، از پاساژ قلعه ی سردار تا سه راه سنگینی را با قدم های مبارک خویش سلانه سلانه مزین بفرمایند. البته باز هم جای دلخوشی باقی است که در ما ههای معدودی این پرندگان مزاحم سر و کله اشان پیدا می شود.
گهگاهی وضع به گونه ای می شود که حرکت در پیاده رو بسیار کند صورت می گیرد که البته مشکلاتی را هم پدید می آورد و واکنش هایی را هم بر می انگیزاند مثلاً مانند جمله زیر که توسط خانم محترمی که کلی وسایل خرید همراه داشت؛
_ راتو بگیرو برو نیم وجبی( بدون شرح)
انگار بوکان فقط همین یک خیابان را دارد و یا اینکه انگار تمام مغازه های شهر در اینجا خلاصه شده است که البته باید بگویم بوکان خیابانهای مهمی چون جاده حصار، پنجاه و پنج، امیرآباد، سه راه موتور سواران ، کمربندی، ساحلی و… را دارد که در اینجا مجال صحبت در مورد آنها نیست.
پیاده رو پیمایی حدود دو ساعت( مفید) طول می کشد. گذشت زمان اصلاً و ابداً احساس نمی شود و آدم اصلاً و ابداً احساس خستگی نمی کند. جالب است مگه نه…؟! شلوغی خیابان یک طرف ی انقلاب و خیابان دو طرفه ی کردستان در عصر روزهای یاد شده ی فوق بیشتر احساس می شود. البته شاید روزهای دیگر هم و مخصوصاً در مواقع خاص این تقسیم بندی دچار تحول و تکمیل شدن اساسی شود.
از ابتدای بلوار کردستان به بعد خوشبختانه پیاده رو جایگاههای نشستن و توقف نه چندان خاصی دارد که بعضی از کارمندان و فرهنگیان و بازنشسته ها و … و بعضاً جوانهای محترم ارزش آنها را دانسته و در آنجا تجمع می کنند که البته ذکر دو نکته ضروری است، آیا مجوز تجمع دارند؟! و نکته دوم اینکه بعضی از این جایگاهها برای بعضی از جوانهای محترم نه چندان خوشحال! جنبه حیثیتی و انحصاری و امنیتی دارد که بنده شخصاً توسط یکی از افراد فوق، سر جایم میخکوب شدم!!
و حال مواردی دیگر از یافته های پژوهشی بنده و همکاران؛
_ تعداد دختر خانمهایی که برای خرید ! بیرون می آیند گاهی از آقا پسر های گل که برای تفریح! آمده اند، بیشتر است.
_از اعضای ثابت و همه روزه ی پیاده رو می توان به افرادی مشخص اشاره کرد.( به دلایلی که ذکر آن غیر ممکن است از ذکر اسامی خوداری شده است. لیست اسامی در دفتر روزنامه هم گیر نمی آید).
می شود حتی مدل های ۶ ماه بعد و چندین سده قبل را هم در اینجا مجتمعاً با هم نظاره نمود.(کور شه چشم حسود).
_خیلی ها خودشان هم نمی دانند که چرا این قدر عجله دارند!
_پاساژ مشهور و مدرن! شهر مملو از جمعیتی است که حدود یک درصد آنها قیمت ها را بسیار بالا می دانند.( نودونه درصد دیگر احتمالا دلشان نخواهد چیزی بخرند و یا قیمتی را بپرسند، ما با آنها کاری نداریم به ما چه)
_خواندن روزنامه و مجله ممنوع است و جرم آن زبانم لال زبانم لال آبروریزی است.
_هر گونه بحث ادبی و علمی و فرهنگی و هنری و به درد بخور، به طور مطلق ممنوع است و گوینده آن مورد تمسخر و یا نگاههای عجیب شنوندگان با حال قرار می گیرد و یا اینکه دیگر مجال صحبت کردن نخواهد داشت.
در اینجا من موقتاً نتیجه می گیرم مگر مردم بیکارند که اینجوری پیاده رو را کرده اند پارک!!!( چه بی ربط)
من که نمی دانم، شاید محسناتی دارد که من هنوز آنها را کشف نکرده ام. شاید بخواهند که در جمع همدیگرباشند وازدیدن هم لذت ببرند و شاد شوند.
نتایج ذیل جهت تنویر افکارعمومی به آگاهی ملت شریف تقدیم می گردد؛
نتیجه ی اخلاقی: آدم باید به فکرآدم هاباشد نه اینکه فقط درفکرخودش ویامحیط زیست باشد.
نتیجه ی سیاسی؛ حرفش راهم نزن.
نتیجه ی فرهنگی وهنری؛ چه خوشکل چه خوشکل شدی … !!!
نتیجه ی ادبی؛ هرکه دراین حلقه نیست فارغ ازاین ماجرا ست.
پیشنهاد: از مسئولان محترم درخواست می شود نسبت به تعریض پیاده رو و از میان برداشتن پرندگان مزاحم و نیز اعطای جوایز متنوع به رکوردشکنان عزیز اقدامات مقتضی را مبذول فرمایند تا شاید در آینده شغلی مناسب و در خور شأن عزیزان خستگی ناپذیر یافت شود، شاید از جانب جوانان خوش تیپ بوکانی به تولید ناخالص ملی هم کمکی صورت بگیرد.
دادن وعدههای بزرگ بدون بررسی کارشناسانه و در نظر گرفتن امکانات موجود میتواند بیشتر جنبهی تبلیغاتی داشته باشد تا سود و منفعت برای شهر!
بوکان پرس: شورای سوم شهر بوکان در حالی آخرین ماههای خود را میگذرانند که برخلاف ادوار گذشته مدت بیشتری از زمان استاندارد، فرصت خدمت به شهروندان را داشتند در طول دوره شورای سوم شهر بوکان اعضای این شورا از همان ابتدا مشکلات مختلفی را هم برای خود و هم برای شهر ایجاد کردندوکاری هم به این نداریم که در شورای شهر بوکان در اوایل چه خبر بود که سوژه روزنامه ها و هفته نامه ها و وبلاگ ها شده بودند؟
شاید شورا ی شهر مدعی اجرای پروژه های بزرگ و تغییرات اساسی در سطح شهر در دوران حضور خود باشند اما باید دید که چقدر امکان کار در این دوران وجود داشته و چقدر کار انجام شده است ؟؟؟ وشهروندان به طور عینی خدمتهای انها را لمس می کنند!
حال پس از دست رفتن فرصتهای بسیار که در طول ۵ سال گذشته به دلیل عدم یکپارچگی شورای شهر رخ داده است در طول ماههای اخیر وعدههای رنگارنگی ازسوی شورانشینان وشهردار در نشریات و سایتها مطرح میشود که با کمی تأمل برروی آنها میتوان به این نتیجه رسید که به پایان عمر این شورا و شروع کار شورای دوره چهارم شهر بیربط نیست؛ وعدهها و صحبتهایی که بسیار زیبا هستند اما عمل به آنها در مدت باقیمانده عمر کاری شوراها سخت و دشوار ! ! !
سوالی که مطرح میشود این است که اعضای شورای شهر با وجود عدم تخصیص بودجه با چه منطقی پیشنهاد شروع ساخت ویا اغاز پروژه پارک تپه ارکان ،پارک امیراباد و ۱۶ متری روی کوه امیراباد رامطرح میکنند درحالیکه دهها کار شروع شده در داخل شهر وجود داردوبه دلیل نبوده بودجه معطل مانده اندبرای مثال هنوز ۵۰ متری ساحلی که نقش بسیار ارزشمندی در روانسازی ترافیک شهر دارد به اتمام نرسیده و لاین کند رو و حتی قسمتهایی از لاین اصلی تمام نشده است
در ماههای پایانی شوراها بهتر است بیشتر تمرکز خود را بر روی به پایان رساندن پروژههای متعدد شروع شده اختصاص دهند! ! ! نه به ارائهی طرحهای بدون مطالعه ونیز شروع طرحهای جدید آنهم بدون پشتوانه مالی که نتیجهای جز دردسر برای شهروندان نخواهد داشت.
با کمی بررسی بیشتر این نکته به ذهن متبادر میشود که دادن وعدههای بزرگ بدون بررسی کارشناسانه و در نظر گرفتن امکانات موجود میتواند بیشتر جنبهی تبلیغاتی داشته باشد تا سود و منفعت برای شهر!
بوکان پرس: خواهشمندیم خیلی زود و با عجله موضع نگیرید و به جای انتساب ما و همکاران نشریه مرزداران به اینکه وابسته به جریان یا فرد خاصی هستیم بیایید با هم فکری و هم دلی راه حلی قاطع و عملی برای حل این مشکل پیدا کنیم.
روزها و ماه هاست که مکانی بدون حدود اربعه ی مشخص(شاید هم مشخص) نزدیک به مجتمع ادارات و در همسایگی مرکزآموزش فنی و حرفه ای بوکان ، به نام ترمینال مسافربری بوکان_ شاهین دژ افتتاح !!گردیده است. البته بدون تابلو! در نزدیکی ترمینال فوق الذکر و البته در داخل ترمینال و شاید هم ترمینال در داخل آن ها! چندین مکان نیمه بسته (از لحاظ درس شیرین ریاضی دوران ابتدایی)به نام بوفه و یا هر اسمی که می خواهید روی آن بگذارید،وجود دارد.
همه چیز هست الا بهداشت محیط.این که گفتم یعنی چه؟ خب برادر من! خواهر من! یعنی سرویس بهداشتی وجود ندارد. البته آقایان که در طول تاریخ همواره ثابت کرده اند که از خانم ها دارای تحمل مشکلات بیشتری هستند، اما به ناچار در این خصوص کم آورده و در پشت آن دکه های مذکور و یا نیمه دیواری که به فاصله ی چند متری از آن ها قرار دارد، مستقر شده و قضای حاجت را به جا آورده و صد البته قحطی آب هم که هست. گاه گاهی هم رهگذران خود را به گیجی زده و بعضی ها هم خود را به گیجی نزده و فیس تو فیس! به هر حال قضایا با خوبی و خوشی تمام می شود. و باید از عزیزان مسوول تشکر نمود که موجبات خنده و شادی مردم را فراهم می کنند، آن هم در این بازار گرانی و تورم و نیز در این فصل دوست داشتنی سال. در پاره ای از اوقات کارمندان مشغول به کار ادارات اطراف هم با داد و هوار فرد بیچاره را از فکر و رؤیای موجود در آن می رهانند و… خودتان هم بقیه را حدس بزنید. البته چیز مهمی نیست. لازم به ذکر است که هنوزهم که هنوز است نمی دانیم که اگر خانمی محترم احتمالاً مشکلی(بله مشکل!) اینگونه داشته باشد بایستی که به کجا پناه ببرد!؟الغرض! ما که چیزی نخواسته و کسی را هم متهم نکرده و هذیان هم نگفته و قصد تشویش اذهان عمومی را هم که نداشته و نخواهیم داشت. اما انصافاً یک روز خودتان را جای مردمی که مسافر این پایانه ی با امکانات هستند بگذارید و قضاوت را به عهده ی خودتان می گذاریم. بیشتر از این وقت گرانبهای شما دلسوزان شهر و مردم و دیار و کشور را نگرفته و می دانیم که جلسات مهم کاری دارید و باید به آن ها و مشکلات مردم رسیدگی کنید. پس بدرود و فراوارن درود تا دیدار بعد.
بر گرفته از شماره ۱۸ نشریه مرزداران
بوکان خاتون: قابل توجه خانم های بوکانی
به گزارش خبرنگار بوکان خاتون ، خانم هائی که اخیرا از شوهرانشان طلاق گرفته اند و یا اینکه حداقل سه ماه است که با میل و رضایت خویش و یا بالاجبار در منزل پدری به سر می برند جهت جدا کردن یارانه خود از شوهرشان با در دست داشتن مدارک زیر به خانم خضری ، مشاور فرماندار در امور بانوان مراجعه کنند:
مدارک لازم جهت جدا کردن یارانه:
1- درخواست شخصی
2- استشهادیه محلی ممهور به مهر مسجد محله
3- کپی شناسنامه صفحات اول و دوم
4- کپی کارت ملی
5- کد ملی شوهر
6- شماره حساب
توجه داشته باشید اگر طلاق گرفته باشند به جای استشهادیه محلی کپی صفحه 4 و 5 دفترچه طلاق را به همراه سایر مدارک تحویل دهند.
|
|